. No 6

در آیه ای
مـــرا آه کشیدی و رفتــی !
حالا من مانده ام و
سی جزء بغض نا ســروده ام ..

پ . ن :
وقتـی نیستی
انگار چیزی از روزگارم در آمده

تو از جنس ِ " دَمــــاری " .. !!

/ 6 نظر / 7 بازدید
بهروز

کارهای بسیار قوی، خلاصه و موثری بودند. هم تشنه و چشمه و هم این شماره ی شش. عجیب موثر. انگار حاصل یک تجربه ی قوی و موثر. نمی دونم. حتما باز هم اینجا میام و کارهای بعدی رو می خونم. خوش باشی.

یه مهربون

وبلاگ قبلیتودنبال میکردم خیلی وقته وقتی تصمیم گرفتم کامنت بزارم کامنت دونیتو بستی خب میخواستم یه عالمه تعریفو تمجید بارت کنم و یه عالمه هندونه بدم زیر بغلت همین یه مشت دری وری

یه مهربون

باز رسیدم اینجا الان کلی مشعف و مسرور شدی که واسه همه پستات کامنت ذاشتم؟؟؟ الهییی نازی نازی راستش منم کلی ذوقیدم که پستاتو خوندم راستی یه پست بود عجیب به یادم مونده اون پستت پا گیرم کرد درباره عاشورا بود اون وبلاگ قبلیت 35 بود به دلم نشست دقیق ترش خونه کرد ممنون بابته حسو حالایه خوبی که بهم دادی

سيما

آيه هاي آه؛ سوره هاي بغض و تفسيرهاي اشك... من خواننده سطر سطر سفيدي هاي نانوشته اي هستم كه در سياهي نوشته هايت بيداد مي كند.... واژه هايت از جنس دلتنگي است و شكستن... انگار وزهاي طوفاني بارش در راه است؛ دمار از هر دمي بر مي آيد اگر مردانه نايستي ....

یاسمن

دمار از روزگارم درآوردی ... نمی گویی درآوردم ؟